ترجمه "front line" به فارسی
خط مقدم ترجمه "front line" به فارسی است.
front line
noun
دستور زبان
(soccer) attack, collectively the attackers or forwards. [..]
-
خط مقدم
military boundary between opposing positions
I was at the front lines of trust breaking.
من در خط مقدم از دست رفتن اعتمادها بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " front line " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "front line" با ترجمه به فارسی
-
سرپرست اصلی، مدیر خط مقدم سامان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن