ترجمه "front office" به فارسی
(در شرکت های بزرگ و غیره) مدیران, ادارات مدیران, دفترهیات رئیسه، دفتر گردانندگان یک سازمان بهترین ترجمه های "front office" به فارسی هستند.
front office
adjective
noun
دستور زبان
Pertaining to the portion of a business or organization that deals with customers and revenue generation. [..]
-
(در شرکت های بزرگ و غیره) مدیران
-
ادارات مدیران
-
دفترهیات رئیسه، دفتر گردانندگان یک سازمان
-
فرمداران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " front office " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "front office" با ترجمه به فارسی
-
کادر فروش و درآمدزای یک سازمان یا شرکت، واحد/ اداره/ سازمان جلویی، جلو دفتری (یا هرگونه فعالیتی که مستقما درگیر با مشتری است مثل مدیریت شکایات)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن