ترجمه "front end" به فارسی
سر ودست, قسمت جلو بهترین ترجمه های "front end" به فارسی هستند.
front end
noun
دستور زبان
(computing) that part of a hardware or software system that is closest to the user. [..]
-
سر ودست
noun -
قسمت جلو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " front end " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "front end" با ترجمه به فارسی
-
منظور نمودن بیشتر هزینه در سال های اولیه
-
(وابسته به قرارداد یا معامله ای که مستلزم پرداخت مبلغی به عنوان پیش پرداخت باشد) پیشاپیش · از قبل · از پیش · سمت کاربر · علی الحساب · پیشکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن