ترجمه "fugacious" به فارسی

زود گذر, يكروزه, گذرنده بهترین ترجمه های "fugacious" به فارسی هستند.

fugacious adjective دستور زبان

Fleeting, fading quickly, transient. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زود گذر

    Lasting or existing for a short time only.

  • يكروزه

    Lasting or existing for a short time only.

  • گذرنده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • گریزپای
    • گریزگر
    • یومیه
    • یکروزه
    • ناپایدار
    • گذرا
    • (گیاه شناسی - گلی که کم دوام است) ناپایدار
    • بی دوام
    • کم پای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fugacious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fugacious" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fugacious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه