ترجمه "fugitively" به فارسی
بطورناپایدار, بطورگریزنده یافرار بهترین ترجمه های "fugitively" به فارسی هستند.
fugitively
adverb
دستور زبان
In a fugitive manner.
-
بطورناپایدار
-
بطورگریزنده یافرار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fugitively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fugitively" با ترجمه به فارسی
-
آدم فراری · استهزا · تبعیدی · زود گذر · زودگذر · سرگردان · سیار · عیار · فرار · فراری · متغیر · مربوط به موضوعات روز · وابسته به مطالب زود گذر · پناهنده · گذرا · گریخته
-
امادگی برای گریز · حالت شخص پناهنده یافراری · گریختگی · گریزندگی
-
آدم فراری · استهزا · تبعیدی · زود گذر · زودگذر · سرگردان · سیار · عیار · فرار · فراری · متغیر · مربوط به موضوعات روز · وابسته به مطالب زود گذر · پناهنده · گذرا · گریخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن