ترجمه "fugleman" به فارسی
سخنگو, رهبر, (در اصل - سربازی که در مشق از دیگران بهتر است و جلو صف می ایستد تا دیگران از او پیروی کنند) سر دسته بهترین ترجمه های "fugleman" به فارسی هستند.
fugleman
noun
دستور زبان
The member of a military group who leads the way or demonstrates drill [..]
-
سخنگو
noun -
رهبر
noun -
(در اصل - سربازی که در مشق از دیگران بهتر است و جلو صف می ایستد تا دیگران از او پیروی کنند) سر دسته
-
ترجمه های کمتر
- (مهارت یا رفتار و غیره) نمونه
- سر مشق
- نمونه ی بارز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fugleman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن