ترجمه "fumatory" به فارسی
دودگاه, دودی, جای دوددادن یابخاردادن بهترین ترجمه های "fumatory" به فارسی هستند.
fumatory
adjective
noun
دستور زبان
of or relating to smoke, smoking, or fumigation [..]
-
دودگاه
-
دودی
-
جای دوددادن یابخاردادن
-
وابسته به کشیدن دود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fumatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن