ترجمه "fume" به فارسی

دود, بخار, دود دادن بهترین ترجمه های "fume" به فارسی هستند.

fume verb noun دستور زبان

Emit fumes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دود

    noun

    Then up rose in a fume the essence of his being.

    بعد گوهر وجود آن مرد همچون دود به هوا برخاست.

  • بخار

    noun

    Snape prowled through the fumes

    اسنیپ در فضای پر بخار دخمه دور میزد

  • دود دادن

  • ترجمه های کمتر

    • دم
    • گاز
    • سیگارکشیدن
    • هرم
    • (از خشم یا ناراحتی و غیره) خروشیدن
    • (شیمی - تعداد ذرات جامد یا مایع در حجم معینی از هر گاز) گاز چگالی
    • (معمولا جمع) گاز (زننده یا کشنده)
    • (نادر) خشم ناگهانی
    • (نادر- جمع) هر چیز که موجب اختلال تفکر بشود
    • (گاهی جمع) هر چیز غیر واقعی و تخیلی
    • از کوره در رفتن
    • اظهار ناخشنودی
    • با دود و بخار پر کردن
    • جوش زدن
    • خشم نمایی
    • در معرض گاز دود قرار دادن
    • دود و دم
    • دود کردن
    • گاز (یا بخار یا دود) بیرون دادن
    • گاز دود
    • گاز دود (از خود) متصاعد کردن
    • گازدود دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fume " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fume"

عباراتی شبیه به "fume" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fume" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه