ترجمه "functioning" به فارسی
دایر, درحال کار بهترین ترجمه های "functioning" به فارسی هستند.
functioning
adjective
noun
verb
دستور زبان
working [..]
-
دایر
Wouldn't you want a more functioning workshop?
نمی خوای یه کارگاه بیشتر دایر بشه ؟
-
درحال کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " functioning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "functioning" با ترجمه به فارسی
-
وظایف موجودی ها
-
تابع درهمسازی
-
تابع حالت
-
روانشناسی کارکردگرا
-
رفتار کارکردی
-
کار
-
نمودار تجزیه وتحلیل وظایف بر اساس فرمها
-
تابع سینک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن