ترجمه "functor" به فارسی

اجراکننده, انجام دهنده, عمل کننده بهترین ترجمه های "functor" به فارسی هستند.

functor noun دستور زبان

(grammar) a function word [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجراکننده

  • انجام دهنده

  • عمل کننده

  • عملگر (نظریه رده ها)

    type of mapping between categories, which is applied in category theory

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " functor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "functor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه