ترجمه "futilely" به فارسی

بیهوده ترجمه "futilely" به فارسی است.

futilely adverb دستور زبان

In a futile manner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیهوده

    adjective

    Any further attempt to undermine our cause would be futile.

    هر تلاشی که برای خراب کردن کار ما بکنین بیهوده خواهد بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " futilely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "futilely" با ترجمه به فارسی

  • با بی عرضگی · بادرم · باطل · بى فايده · بی اثر · بی اهمیت · بی ثمر · بی حاصل · بی نتیجه · بیهوده · عبث · لغو · ناشیانه · ناچیز · هرز · پوچ · پوچ ,بى فايده ,عبث · یاب · یاوه
  • بی اثری · بی حاصلی · بی فایدگی · بیهودگی · عمل عبث · کار بیهوده
  • بی اثری · بی حاصلی · بی فایدگی · بیهودگی · عمل عبث · کار بیهوده
  • بی اثری · بی حاصلی · بی فایدگی · بیهودگی · عمل عبث · کار بیهوده
  • با بی عرضگی · بادرم · باطل · بى فايده · بی اثر · بی اهمیت · بی ثمر · بی حاصل · بی نتیجه · بیهوده · عبث · لغو · ناشیانه · ناچیز · هرز · پوچ · پوچ ,بى فايده ,عبث · یاب · یاوه
  • بی اثری · بی حاصلی · بی فایدگی · بیهودگی · عمل عبث · کار بیهوده
  • با بی عرضگی · بادرم · باطل · بى فايده · بی اثر · بی اهمیت · بی ثمر · بی حاصل · بی نتیجه · بیهوده · عبث · لغو · ناشیانه · ناچیز · هرز · پوچ · پوچ ,بى فايده ,عبث · یاب · یاوه
اضافه کردن

ترجمه های "futilely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه