ترجمه "fusty" به فارسی

(هرچیزی که بوی نم و کهنگی بدهد) بوی ناگرفته, بو گرفته, زهم دار بهترین ترجمه های "fusty" به فارسی هستند.

fusty adjective دستور زبان

(of wine) tasting of the cask [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (هرچیزی که بوی نم و کهنگی بدهد) بوی ناگرفته

  • بو گرفته

    adjective
  • زهم دار

  • ترجمه های کمتر

    • قدیمی مسلک
    • مال عهد بوق
    • محافظه کار
    • مرطوب و کپک زده
    • کهنه پرست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fusty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fusty" با ترجمه به فارسی

  • بوگرفتگی · کفک زدگی · کهنه پرستی · کهنگی
اضافه کردن

ترجمه های "fusty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه