ترجمه "fustiness" به فارسی

بوگرفتگی, کهنگی, کفک زدگی بهترین ترجمه های "fustiness" به فارسی هستند.

fustiness noun دستور زبان

The quality of being fusty [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوگرفتگی

  • کهنگی

    The room smelt fusty, the windows had not been opened.

    پنجرههای اتاق هنوز بسته و بوی کهنگی از آن برمیخاست.

  • کفک زدگی

  • کهنه پرستی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fustiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fustiness" با ترجمه به فارسی

  • (هرچیزی که بوی نم و کهنگی بدهد) بوی ناگرفته · بو گرفته · زهم دار · قدیمی مسلک · مال عهد بوق · محافظه کار · مرطوب و کپک زده · کهنه پرست
اضافه کردن

ترجمه های "fustiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه