ترجمه "gadded" به فارسی

هرزگی کردن ترجمه "gadded" به فارسی است.

gadded verb

Simple past tense and past participle of gad. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هرزگی کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gadded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gadded" با ترجمه به فارسی

  • هرزگی
  • خرمگس
  • Gad
    جاد
  • gad
    (انجیل) جاد (پسر هفتم حضرت یعقوب) · (بیشتر به صورت on the gad) ولگردی و لذت جویی · (حرف ندا) خدا · (سنگ معدن را با دیلم مفرس) خرد کردن · (معدن) دیلم مفرس · خدایا · رجوع شود به goad · سیخک مفرس · قبیله ی یهود (از نسل جاد) · هرزگی کردن · ول گشتن · ولگردی کردن · گوه
  • ینس گد
اضافه کردن

ترجمه های "gadded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه