ترجمه "geny" به فارسی

زایش, تولید, نهاد بهترین ترجمه های "geny" به فارسی هستند.

geny
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زایش

  • تولید

    noun

    Then the darkness dissolved and Kuttappen appeared on his bed, a glistening genie in the gloom.

    بعد تاریکی از بین رفت و کوتاپن در رختخوابش پدیدار شد یک وسیلة تولید درخشش و برق در تیرگی.

  • نهاد

    noun

    For now the genie of his darkest and weakest side was speaking.

    چون اکنون جن خبیث نهاد ضعیفش دهان باز میکرد

  • ترجمه های کمتر

    • - زادی
    • رشد [biogeny]
    • پسوند (اسم ساز): - زایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "geny" با ترجمه به فارسی

  • تناسلی · جن · رجوع شود به jinni
اضافه کردن

ترجمه های "geny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه