ترجمه "gimp" به فارسی

لنگیدن, چلاق, شلیدن بهترین ترجمه های "gimp" به فارسی هستند.

gimp adjective verb noun دستور زبان

A narrow ornamental fabric or braid of silk, wool, or cotton, often stiffened with metallic wire or coarse cord running through it, used as trimming for dresses, curtains, furniture, etc. Also guimpe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لنگیدن

    verb
  • چلاق

    You can't fit on my bike with that giant gimp leg.

    تو حتي با اون چلاق گنده ات نميتوني سوار دوچرخم شي

  • شلیدن

  • ترجمه های کمتر

    • جنگجویی
    • لنگی
    • لنگ
    • شل
    • طاقت
    • (آمریکا -خودمانی)
    • (خودمانی) غیرت
    • (خیاطی و مبل سازی) قیطان
    • جان سختی
    • سکته داشتن
    • لنگان لنگان راه رفتن
    • مانع حرکت شدن
    • نوار بافته (اغلب با نخ زرین - که در حاشیه ها به کار می رود)
    • پرجنب و جوشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gimp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

GIMP noun دستور زبان

The GNU Image Manipulation Program, a computer program capable of manipulating digital images. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیمپ

اضافه کردن

ترجمه های "gimp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه