ترجمه "gimpy" به فارسی
افلیج, چلاق, غیر مداوم بهترین ترجمه های "gimpy" به فارسی هستند.
gimpy
adjective
دستور زبان
limping, lame, with crippled legs. [..]
-
افلیج
adjective -
چلاق
adjective -
غیر مداوم
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gimpy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gimpy" با ترجمه به فارسی
-
جان سختی · طاقت · لنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن