ترجمه "glazing" به فارسی
شیشهاندازی, لعاب, اندودسازی بهترین ترجمه های "glazing" به فارسی هستند.
glazing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of glaze. [..]
-
شیشهاندازی
-
لعاب
and it was only one percent of the weight of double-glazing.
و این فقط یک درصد وزن لعاب کاری را دارد
-
اندودسازی
-
ترجمه های کمتر
- جلااندازی
- لعابزني
- پرداخت
- جام اندازی
- شیشه بری
- شیشه ی بریده (و آماده ی قرار گرفتن در پنجره و غیره)
- صیقل کاری
- لعاب دار سازی
- لعاب زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glazing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glazing" با ترجمه به فارسی
-
کاشی
-
بی حالت شدن · مات شدن · کدر شدن
-
براق · بی حالت · درخشان
-
(خوراک) با لایه ای از شیره ی شکر پوشاندن · (سطح نقاشی شده را) جلادادن · (ظروف سفالی و غیره) لعاب دار کردن · (پنجره و غیره) شیشه دار کردن · (چرم و غیره)صیقل دادن یا کردن · (چشم) تار و غبار گرفته شدن · glaze · با لایه ای از یخ (یا هر چیز براق) پوشاندن · با لایه ی فیلم مانندی پوشیده شدن · بارنگ فرانما جلا دادن · براق کردن · براقی · بی حالت و بی نور شدن · جلا · جلا دادن · شکر اندود کردن · شیرین کردن · شیشه زدن به · صیقل · صیقل کردن · لعاب · لعاب دادن · لعاب زدن به · لعاب شیشه · مهره · مینا · پرداخت · یخپوشه شفاف
-
لعابزني (فراوردهها)
-
(خوراک) با لایه ای از شیره ی شکر پوشاندن · (سطح نقاشی شده را) جلادادن · (ظروف سفالی و غیره) لعاب دار کردن · (پنجره و غیره) شیشه دار کردن · (چرم و غیره)صیقل دادن یا کردن · (چشم) تار و غبار گرفته شدن · glaze · با لایه ای از یخ (یا هر چیز براق) پوشاندن · با لایه ی فیلم مانندی پوشیده شدن · بارنگ فرانما جلا دادن · براق کردن · براقی · بی حالت و بی نور شدن · جلا · جلا دادن · شکر اندود کردن · شیرین کردن · شیشه زدن به · صیقل · صیقل کردن · لعاب · لعاب دادن · لعاب زدن به · لعاب شیشه · مهره · مینا · پرداخت · یخپوشه شفاف
-
براق · بی حالت · درخشان
-
(خوراک) با لایه ای از شیره ی شکر پوشاندن · (سطح نقاشی شده را) جلادادن · (ظروف سفالی و غیره) لعاب دار کردن · (پنجره و غیره) شیشه دار کردن · (چرم و غیره)صیقل دادن یا کردن · (چشم) تار و غبار گرفته شدن · glaze · با لایه ای از یخ (یا هر چیز براق) پوشاندن · با لایه ی فیلم مانندی پوشیده شدن · بارنگ فرانما جلا دادن · براق کردن · براقی · بی حالت و بی نور شدن · جلا · جلا دادن · شکر اندود کردن · شیرین کردن · شیشه زدن به · صیقل · صیقل کردن · لعاب · لعاب دادن · لعاب زدن به · لعاب شیشه · مهره · مینا · پرداخت · یخپوشه شفاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن