ترجمه "gleam" به فارسی
شعاع, سوسو, سوسو زدن بهترین ترجمه های "gleam" به فارسی هستند.
gleam
Verb
verb
noun
دستور زبان
a small or indistinct shaft or stream of light. [..]
-
شعاع
nounNothing, not even a gleam of light from anywhere, interfered with Captain Mitchell's meditation.
هیچ چیز حتی یک شعاع ناچیز نور هم نبود که بر افکار کاپیتان می چل خدشهای وارد کند.
-
سوسو
nounA light gleamed in the middle of the street.
روشنایی در خیابان سوسو میزد.
-
سوسو زدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- کورسو
- تابش
- تابیدن
- پرنگ
- ذره
- (لحظه ای) درخشیدن
- انعکاس نور (از سطحی براق)
- بازتاب نور
- براق شدن
- برق زدن
- برق نور
- تابان شدن
- درک اندک
- شعاع نور
- نور ضعیف
- نور کم
- هر چیز کم
- چشمک زدن (از راه دور)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gleam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن