ترجمه "glitch" به فارسی
اشتباه, گلیچ, سهو بهترین ترجمه های "glitch" به فارسی هستند.
glitch
verb
noun
دستور زبان
A problem affecting function; a bug; an imperfection; a quirk [..]
-
اشتباه
nounWait, there's a glitch in the access code.
صبر کن ، مثلِ اينکه رمزِ ورودي يه اشتباهِ کوچيک داره.
-
گلیچ
The glitch did not exist in the subject's original code.
گلیچ توی کد اصلی وجود نداره
-
سهو
-
ترجمه های کمتر
- (کامپیوتر و غیره) عیب فنی
- تصادف بد
- جریان قوی و غیر عادی برق
- گلیچ (موسیقی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glitch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Glitch
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Glitch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Glitch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن