ترجمه "glory" به فارسی
شکوه, ستایش, افتخار بهترین ترجمه های "glory" به فارسی هستند.
glory
verb
noun
دستور زبان
Worship or praise, as in glory to God. [..]
-
شکوه
noungreat beauty or splendour
He is engaged in business there, to the further glory of the Republic.
بخاطر تشديد شکوه جمهوريت ، در حال ايجاد روابط تجاري هستند.
-
ستایش
nounworship or praise
-
افتخار
nounThey have a better chance finding feed than glory.
شانس بيشتري تو پيدا کردن غذا دارن تا افتخار.
-
ترجمه های کمتر
- نور
- جلال
- شهرت
- هاله
- فرهی
- فخر
- عزت
- شکوهمندی
- سرفرازی
- ابهت
- جاودانگی
- آفرند
- اورنگ
- تلالو
- نازیدن
- شگرفی
- اوهام
- آمرزش
- (خدا) پرستش
- ابر بارانی
- اوج ترقی
- جلال و جبروت
- حلقه نور
- حلقه ی نور
- حمد و نیایش
- سرافراز شدن
- مفتخر بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Glory
Glory (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Glory" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Glory در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "glory" با ترجمه به فارسی
-
جلال و جمال · غیرت
-
پرچم ایالات متحده
-
هالهاي از برف · هالهاي از برف (گياه) · کیونودوکسا
-
پیچکیان
-
نوعی بستنی
-
(گیاه شناسی) نیلوفر (جنس Ipomoea به ویژه گیاه پیچنده و یک سال زی به نام Ipomoea purpurea)
-
(گیاه شناسی) نیلوفری (تیره ی Convolvulaceae راسته ی Solanales که دولپه ای هستند)
-
قدرت و جلال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن