ترجمه "glue" به فارسی
چسب, سریشم, چسباندن بهترین ترجمه های "glue" به فارسی هستند.
A hard gelatin made by boiling bones and hides, used in solution as an adhesive; or any sticky adhesive substance. [..]
-
چسب
nounsticky adhesive substance [..]
She had forgotten to put any water in the saucepan, and the glue was beginning to burn.
او از یاد برده بود که در ظرف سریش آب بریزد و چسب داشت میسوخت.
-
سریشم
sticky adhesive substance
in Whisky Point, where there were a hundred saloons and one glue factory, there was always fighting, and always more of it in hot weather.
میدان ویسکی که صد میخانه و یک کارخانه سریشم سازی داشت، همیشه محل نزاع بود و همیشه بیشتر این نزاعها در هوای گرم اتفاق میافتاد.
-
چسباندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- سریش
- لعاب
- انگم
- چسبیدن
- سریش زدن به
- چسب زدن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Glue (novel)
"Glue" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Glue در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "glue"
عباراتی شبیه به "glue" با ترجمه به فارسی
-
برچسبندهها · لعاب · چسبها
-
چسب های اجتماعی
-
(آمریکا) بو کردن برخی از انواع چسب (که گیجی و لذت می دهد ولی می تواند به مغز و کلیه ها صدمه بزند)