ترجمه "glues" به فارسی

چسبها, برچسبندهها, لعاب بهترین ترجمه های "glues" به فارسی هستند.

glues noun

Plural form of glue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چسبها

  • برچسبندهها

  • لعاب

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glues " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "glues" با ترجمه به فارسی

  • انگم · سریش · سریش زدن به · سریشم · لعاب · چسب · چسب زدن به · چسباندن · چسبیدن
  • چسب های اجتماعی
  • (آمریکا) بو کردن برخی از انواع چسب (که گیجی و لذت می دهد ولی می تواند به مغز و کلیه ها صدمه بزند)
  • انگم · سریش · سریش زدن به · سریشم · لعاب · چسب · چسب زدن به · چسباندن · چسبیدن
  • انگم · سریش · سریش زدن به · سریشم · لعاب · چسب · چسب زدن به · چسباندن · چسبیدن
  • انگم · سریش · سریش زدن به · سریشم · لعاب · چسب · چسب زدن به · چسباندن · چسبیدن
اضافه کردن

ترجمه های "glues" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه