ترجمه "gonzo" به فارسی
غریب, عجیب, برفکی بهترین ترجمه های "gonzo" به فارسی هستند.
gonzo
adjective
noun
دستور زبان
(journalism) Using an unconventional, exaggerated and highly subjective style, often when the reporter is part of the story. [..]
-
غریب
adjective -
عجیب
adjective -
برفکی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فلسی
- نابخرد
- خل
- (خودمانی)
- افسار گسیخته
- بی شعور
- بیگانه وار
- زیاده رو (بیشتر در مورد سبک روزنامه نگاری به کار می رود)
- عجیب و غریب
- پوسته پوسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gonzo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gonzo
Gonzo (studio)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gonzo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gonzo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gonzo" با ترجمه به فارسی
-
روزنامهنگاری گونزو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن