ترجمه "goo" به فارسی
لجن, لجنزار, چکیده بهترین ترجمه های "goo" به فارسی هستند.
goo
verb
noun
دستور زبان
(uncountable, informal) Any semi-solid or liquid substance; especially one that is sticky, gummy or slippery; frequently of vague or unknown composition, or a bodily fluid. [..]
-
لجن
noun -
لجنزار
noun -
چکیده
noun
-
ترجمه های کمتر
- کود
- کثافت
- لای
- (آمریکا-خودمانی)
- بوی نامطبوع
- زیاده از حد احساساتی
- شیره مانند
- شیرین و چسبناک
- لجن وگل
- پوسته یخ
- چیز چسبان
- چیز چسبناک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " goo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "goo" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی - برای جلب توجه جنس مخالف) نگاه پر معنی · عشوه · غمزه · پشت چشم نازک کردن · کرشمه
-
(خوراک چینی دارای نواره های گوشت مرغ و سبزیجات و قارچ سیاه) موگو گیپان
-
(آمریکا) کسی که طرفدار اصلاح دولت و وضع سیاسی است · اصلاح طلب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن