ترجمه "grapple" به فارسی

چنگ, چنگک, دست به یقه شدن بهترین ترجمه های "grapple" به فارسی هستند.

grapple verb noun دستور زبان

(transitive) to seize something and hold it firmly [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چنگ

    noun

    the act of grappling

    There was a sweaty grappling for an edge to hold on to.

    تلاشی مشقت بار برای چنگ زدن به کنارهای قابل اتکا بود.

  • چنگک

    tool with claws or hooks [..]

  • دست به یقه شدن

    to wrestle or struggle

  • ترجمه های کمتر

    • کشتی
    • قلاب
    • در اویختن
    • کلنجار رفتن با یک موضوع یا مسئله برای حل کردن آن
    • گلاویزشدن
    • برآمدن
    • با چنگاله یا چنگک گرفتن
    • حریف شدن
    • دست به گریبان شدن
    • مقابله کردن
    • پیکار کردن
    • چنگ زدن
    • چنگاله (میله ای که سرش مجهز به یک چنگال است و برای گرفتن و نگهداشتن به کار می رود)
    • چنگک مکانیکی (که انگشتک های آن متحرک است و برای گرفتن و حرکت دادن چیزهای سنگین به کار می رود)
    • کشتی گیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grapple " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "grapple"

عباراتی شبیه به "grapple" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "grapple" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه