ترجمه "grappling" به فارسی
قلاب, کشتی, کشتی گیری بهترین ترجمه های "grappling" به فارسی هستند.
grappling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of grapple. [..]
-
قلاب
nounhe has his utility belt, he has his grappling hook,
او کمربند ابزارآلاتش را دارد، او قلاب چنگکیاش را دارد.
-
کشتی
nounJacob grappled with an angel to get Jehovah’s blessing.
یعقوب برای دریافت برکت یَهُوَه با فرشتهای کشتی گرفت
-
کشتی گیری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grappling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grappling" با ترجمه به فارسی
-
لنگر قایق · چنگ
-
چنگ
-
با چنگاله یا چنگک گرفتن · برآمدن · حریف شدن · در اویختن · دست به گریبان شدن · دست به یقه شدن · قلاب · مقابله کردن · پیکار کردن · چنگ · چنگ زدن · چنگاله (میله ای که سرش مجهز به یک چنگال است و برای گرفتن و نگهداشتن به کار می رود) · چنگک · چنگک مکانیکی (که انگشتک های آن متحرک است و برای گرفتن و حرکت دادن چیزهای سنگین به کار می رود) · کشتی · کشتی گیری · کلنجار رفتن با یک موضوع یا مسئله برای حل کردن آن · گلاویزشدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن