ترجمه "gratitude" به فارسی
تشکر, امتنان, شنوهر بهترین ترجمه های "gratitude" به فارسی هستند.
gratitude
noun
دستور زبان
The state of being grateful. [..]
-
تشکر
nounstate of being grateful
The brightest student expressed gratitude on behalf of his classmates.
با هوشترین دانشآموز از طرف همکلاسیهایش ابراز تشکر کرد.
-
امتنان
state of being grateful
She's much obliged, I'm sure, said another friend, without gratitude.
دوست دیگری گفت و بدون امتنان البته از لطفتون متشکره.
-
شنوهر
state of being grateful
-
ترجمه های کمتر
- سپاسگزاری
- حق گزاری، شکر
- قدردانی
- سپاس
- حق شناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gratitude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن