ترجمه "gratin" به فارسی

گراتین, رجوع شود به au gratin بهترین ترجمه های "gratin" به فارسی هستند.

gratin noun دستور زبان

The top crust of a dish, consisting of breadcrumbs or grated cheese heated under a grill; the dish itself. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گراتین

    cooking tecnique

  • رجوع شود به au gratin

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gratin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gratin"

عباراتی شبیه به "gratin" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه - خوراک پزی) با خرده های نان برشته و پنیر · اوگراتین
اضافه کردن

ترجمه های "gratin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه