ترجمه "gratifying" به فارسی

خوشی دهنده, راضی کننده, لذت بخش بهترین ترجمه های "gratifying" به فارسی هستند.

gratifying adjective verb

Present participle of gratify. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوشی دهنده

  • راضی کننده

    and is quite gratifying.

    و بسیار راضی کننده است.

  • لذت بخش

    It was gratifying musically, but I think

    از لحاظ موسیقی لذت بخش بود، اما

  • مایه خوشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gratifying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gratifying" با ترجمه به فارسی

  • راضی شده
  • (خواسته یا آرزویی را) برآوردن · (قدیم) جایزه دادن · ارضا کردن · اقناع کردن · امتنان داشتن · خرسند کردن · خشنود کردن · خوشنود کردن · راضی کردن · رضامند کردن · سرافراز کردن · محظوظ کردن · مفتخر کردن · پاداش دادن · کامروا کردن
  • (خواسته یا آرزویی را) برآوردن · (قدیم) جایزه دادن · ارضا کردن · اقناع کردن · امتنان داشتن · خرسند کردن · خشنود کردن · خوشنود کردن · راضی کردن · رضامند کردن · سرافراز کردن · محظوظ کردن · مفتخر کردن · پاداش دادن · کامروا کردن
  • راضی شده
اضافه کردن

ترجمه های "gratifying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه