ترجمه "gravity" به فارسی

گرانش, جاذبه, وقار بهترین ترجمه های "gravity" به فارسی هستند.

gravity noun دستور زبان

Resultant force on Earth's surface, of the attraction by the Earth's masses, and the centrifugal pseudo-force caused by the Earth's rotation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرانش

    noun

    gravitation, gravity force on two mass bodies [..]

    On the right hand side, gravity holds sway. Einstein explained that.

    سمت راست، گرانش نوسانات رو نگه میداره. انشتین اینو قبلا توضیح داده.

  • جاذبه

    noun

    resultant force on Earth's surface

    The lack of gravity did decompress my spine, so I'm like an inch and a half taller.

    نبود جاذبه ستون فقرات ام رو باز کرده ، به خاطر همين يه اينچ و نيم بلندتر شدم.

  • وقار

    noun

    This sudden and sometimes severely accentuated gravity resembled the disdain of a goddess.

    این وقار ناگهانی که گاه بس تند و جدی مشهود میافتد شباهت به مناعت یک الهه داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • سنگینی
    • گرانی
    • وخامت
    • ثقل
    • متانت
    • اهمیت
    • وزن
    • برکشندی
    • تهدید
    • خطر
    • (موسیقی) زیر بودن صدا
    • آیین تشریفات
    • جاذبه زمین
    • دشواری وضع
    • قوه جاذبه
    • مراسم سنگین
    • میزان زیری
    • نیروی جاذبه
    • نیروی جاذبه (به ویژه نیروی جاذبه ی کره ی زمین)
    • نیروی گرانش
    • وابسته به نیروی هم کشش
    • گرانی (پدیده فیزیکی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gravity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gravity

Gravity (company)

+ اضافه کردن

"Gravity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gravity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "gravity" با ترجمه به فارسی

  • گرانش درگاشتی
  • کمک جاذبهای
  • (فیزیک) گرانش صفر · بی وزنی · بی گرانشی · بیوزنی · جاذبه صفر · ريزگراني
  • جرم بر حجم · دانسیته · وزن مخصوص · چگالی · چگالی نسبی · گرانش ویژه · گرانی ويژه
  • (فیزیک) گرانیگاه · مرکز ثقل · گرانیگاه
  • (شتاب جسم در اثر قوه ی جاذبه ی زمین : 566/089 سانتی متر در ثانیه) · شتاب ثقل · شتاب جاذبه · شتاب گرانشی
  • گرانش کوانتومی
  • سد وزنی
اضافه کردن

ترجمه های "gravity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه