ترجمه "grinning" به فارسی

تبسم, دام, دندان نمایی بهترین ترجمه های "grinning" به فارسی هستند.

grinning noun verb دستور زبان

Present participle of grin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبسم

    noun

    He wore a sheepskin jacket, a polka dotted scarf, and a broad grin.

    او یک ژاکت پوستی و شال گردن پولکا و نقش و نگاردارپوشیده و تبسم عریضی به لب داشت.

  • دام

    noun
  • دندان نمایی

    noun
  • لبخند

    noun

    A second later, Edward's eyes focused again, and he grinned back.

    یک ثانیه بعد، چشمان ادوارد دوباره متمرکز شدند و او به زفرینا لبخند شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grinning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "grinning" با ترجمه به فارسی

  • (با نیش باز) تبسم · (برای تحقیر یا تمسخر) نیشخند زدن · (به طور دندان نما) تبسم کردن · تبسم · دام · دندان نمایی · زهر خند زدن · لبخند · لبخند گشاده زدن · نیشخند · پوز خند زدن · پوزخند
  • آلکساندر استپانوویچ گرین
اضافه کردن

ترجمه های "grinning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه