ترجمه "gripe" به فارسی

گرفتن, شکایت, سیادت بهترین ترجمه های "gripe" به فارسی هستند.

gripe verb noun دستور زبان

(nautical) The name of a specific wire rope, often used on davits and other life raft launching systems. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرفتن

    verb
  • شکایت

  • سیادت

  • ترجمه های کمتر

    • نالیدن
    • گرزش
    • گرفت، گرفت و گیر
    • تفوق
    • (خودمانی) شکوه
    • (قدیمی) در دست گرفتن
    • (نادر) دسته
    • (پزشکی - معمولا جمع)قولنج
    • (کشتیرانی - جمع) قلاب وطناب و غیره (برای درجا نگهداشتن قایق های کشتی)
    • اذیت کردن
    • در پنجه نگهداشتن
    • درد شدید و ناگهانی روده ها
    • رنج دادن
    • شکایت کردن
    • غرولند کردن
    • قولنج گرفتن
    • منکوب کردن
    • هر ابزاری که نگه می دارد (مثل گیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gripe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gripe" با ترجمه به فارسی

  • زورپیچ · شکم درد · قولنج · مهارکشتی · پیچش
  • قولنج
اضافه کردن

ترجمه های "gripe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه