ترجمه "gritty" به فارسی
اردی, شندار, پرحرارت بهترین ترجمه های "gritty" به فارسی هستند.
gritty
adjective
دستور زبان
Containing sand or grit; consisting of grit; caused by grit; full of hard particles. [..]
-
اردی
adjective -
شندار
-
پرحرارت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فاسد
- دلیر و پراستقامت
- ریگ مانند
- زبر و زمخت
- سنگ ریزه مانند( از نظر سختی و زبری)
- پر طاقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gritty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gritty" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی) اصول · اصول · جان کلام · زیربنا · زیرساخت · شالوده · قوت · مبانی · مطلب عمده · نکته مهم
-
امیختگی باریگ یاشن · جرات · دل · مانندگی به ریگ یاشن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن