ترجمه "grizzle" به فارسی

خاکستری, نالیدن, (قدیمی) بهترین ترجمه های "grizzle" به فارسی هستند.

grizzle verb noun adjective دستور زبان

A dark grey colour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکستری

    adjective

    It looked surprised, like a grizzled fish that had surfaced from the deep.

    تعجبآور بود، مثل ماهی سرخ و خاکستری از اعماق به سطح آب آمده باشد.

  • نالیدن

  • (قدیمی)

  • ترجمه های کمتر

    • (مو) سفید
    • (مو) سفید یا فلفل نمکی شدن
    • (کلاه گیس) فلفل نمکی
    • بی تابی کردن
    • شکایت کردن
    • غر زدن
    • غرولند کردن
    • موی سفید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grizzle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "grizzle" با ترجمه به فارسی

  • خاکستری · دارای رگه های سفید یا خاکستری · دارای موهای سفید · دارای موی سفید یا خاکستری
  • خاکستری · دارای رگه های سفید یا خاکستری · دارای موهای سفید · دارای موی سفید یا خاکستری
  • خاکستری · دارای رگه های سفید یا خاکستری · دارای موهای سفید · دارای موی سفید یا خاکستری
اضافه کردن

ترجمه های "grizzle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه