ترجمه "grittiness" به فارسی
جرات, دل, امیختگی باریگ یاشن بهترین ترجمه های "grittiness" به فارسی هستند.
grittiness
noun
دستور زبان
The characteristic or quality of being gritty. [..]
-
جرات
We need to kind of get down and do the gritty work
ما باید بلند شویم و با جرات شروع به کاهش وابستگیمان نسبت به این سوخت و ملکول ها کنیم.
-
دل
noun -
امیختگی باریگ یاشن
-
مانندگی به ریگ یاشن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grittiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grittiness" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی) اصول · اصول · جان کلام · زیربنا · زیرساخت · شالوده · قوت · مبانی · مطلب عمده · نکته مهم
-
اردی · دلیر و پراستقامت · ریگ مانند · زبر و زمخت · سنگ ریزه مانند( از نظر سختی و زبری) · شندار · فاسد · پر طاقت · پرحرارت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن