ترجمه "grit" به فارسی

شن, عزم, سنگریزه بهترین ترجمه های "grit" به فارسی هستند.

grit verb noun دستور زبان

Collection of hard small materials, such as dirt, ground stone, debris from sandblasting or other such grinding, swarf from metalworking. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شن

    noun

    No grit at all.

    از شن وریگ درآن اثری نبود.

  • عزم

    personality trait of being hardworking

  • سنگریزه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ریگ
    • استحکام
    • ابتکار
    • طاقت
    • (آمریکا) شجاعت واستقامت
    • (به نشان تصمیم یا خشم) دندان به هم فشردن
    • (جمع) بلغور
    • (در اثر سایش) صدای خش خش کردن
    • (گندم و برنج و ذرت) نیمه کاره آسیاب شده
    • انواع ماسه سنگ (که به خاطر سختی ذراتش به عنوان تیزگر و سنگ آسیاب و غیره کاربرد دارد)
    • با سنگریزه ی زبر پوشاندن
    • دل و جرات
    • دندان قروچه کردن
    • سنگ ریزه
    • شن پوش کردن
    • شکسته سنگ (باتاکید بر زبری و سختی آنها)
    • ماسه سنگ
    • میزان سختی وزبری سنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grit adjective noun دستور زبان

(Canada, politics) A member or supporter of the Liberal Party of Canada or one of its provincial wings (except for the Quebec provincial wing). [..]

+ اضافه کردن

"Grit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Grit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "grit"

عباراتی شبیه به "grit" با ترجمه به فارسی

  • (آمریکا - آشپزی جنوبی) شوربا · بلغور (گندم وبرنج و ذرت نیمه آسیاب شده) · گریتز (که از ذرت و سویای خرد شده و یا ذرت پوست کنده درست می شود)
اضافه کردن

ترجمه های "grit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه