ترجمه "groundbreaker" به فارسی
خط شکن, ره گشا, نوآور بهترین ترجمه های "groundbreaker" به فارسی هستند.
groundbreaker
noun
دستور زبان
First person to do, make or fight for something. A pioneer; a seminal person. [..]
-
خط شکن
-
ره گشا
-
نوآور
-
ترجمه های کمتر
- پیشتاز
- پیشگام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " groundbreaker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "groundbreaker" با ترجمه به فارسی
-
جلو دار · خلاقانه · مراسم پی ریزی و آغاز ساختمان · وابسته به این مراسم · پیشگام · پیشگامانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن