ترجمه "groundbreaking" به فارسی
پیشگامانه, پیشگام, خلاقانه بهترین ترجمه های "groundbreaking" به فارسی هستند.
groundbreaking
adjective
noun
دستور زبان
The point at which construction begins. [..]
-
پیشگامانه
Jack invented a new, groundbreaking low-cost test for pancreatic cancer
جک یک روش پیشگامانه و ارزان قیمت برای تشخیص سرطان پانکراست را
-
پیشگام
-
خلاقانه
-
ترجمه های کمتر
- جلو دار
- مراسم پی ریزی و آغاز ساختمان
- وابسته به این مراسم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " groundbreaking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "groundbreaking" با ترجمه به فارسی
-
خط شکن · ره گشا · نوآور · پیشتاز · پیشگام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن