ترجمه "grovelling" به فارسی
خوار, سینه مال رونده, فرومایه بهترین ترجمه های "grovelling" به فارسی هستند.
grovelling
noun
adjective
verb
دستور زبان
(UK) Present participle of grovel. [..]
-
خوار
verb noundont come groveling to me simply because you are weaker than your adversary
خودت را به سادگي جلوي من خوار نكن چون تو ضعيفتر و سست تر از دشمنت هستي
-
سینه مال رونده
-
فرومایه
, I married her: gross, grovelling, mole eyed blockhead that I was!
با این وصف چنان کله شق، کودن، فرومایه و بی بصیرتی بودم که با او ازدواج کردم؛
-
پست
noun adjectiveYou want us to call you Sir and Madam, and grovel, like we are some second-class citizens.
شما میخواید بهتون بگیم آقا و بانو تا پست و حقیر بشیم انگار ما شهروندهای درجه دو هستیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grovelling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن