ترجمه "growth" به فارسی

رشد, رویش, تومور بهترین ترجمه های "growth" به فارسی هستند.

growth noun دستور زبان

an increase in size, number, value, or strength [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رشد

    noun

    increase in size [..]

    The second quarter GNP growth was higher than predicted.

    رشد ناخالص ملی در ربع دوم سال بیشتر از میزان پیشبینی شده بود.

  • رویش

    act of growing

    made still smaller by the growth of ivy or some other creeping plant,

    ، و در اثر رویش پیچک یا گیاه خزنده دیگری در اطرافش باز هم کوچکتر به نظر میرسید

  • تومور

    noun

    the growth patterns are normal. theres no positive or negative effect

    نتيجه ازمايش تومور نرماله هيچ اثر مثبت يا منفي اي ديده نميشه

  • ترجمه های کمتر

    • افزایش
    • نمو
    • نتیجه
    • بلوغ
    • ترقی
    • وخش
    • روییدن
    • گندمه
    • گوال
    • گوالش
    • بالش
    • معلول
    • (سهام شرکت ها و غیره) دارای رشد سریع (از نظر قیمت و سود)
    • (پزشکی) غده
    • افزايش طبيعي يك موجود زنده
    • افزونش زيستي
    • انباشتگی غیر طبیعی سلول های گوشتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " growth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Growth
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رشد

    noun

    The second quarter GNP growth was higher than predicted.

    رشد ناخالص ملی در ربع دوم سال بیشتر از میزان پیشبینی شده بود.

عباراتی شبیه به "growth" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "growth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه