ترجمه "grubby" به فارسی

کثیف, چرک, زشت بهترین ترجمه های "grubby" به فارسی هستند.

grubby adjective noun دستور زبان

Dirty, unwashed, unclean. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کثیف

    adjective

    His skin looked grubby, almost like Scabbers's fur

    پوستش کثیف و کدر بود درست مثل موهای بدن خالخالی.

  • چرک

    adjective
  • زشت

    adjective

    It hung limply in his hand, grubby and faded.

    کلاه زشت و بیرنگ و رو از دستش آویخته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • کرمو
    • فرومایه
    • نامرغوب
    • نامرتب
    • زننده
    • پست
    • (در مورد احشام) حشره گرفته
    • دارای لارو حشرات (به ویژه خرمگس)
    • در هم ریخته
    • قابل تحقیر
    • لیسه گرفته
    • کرم خورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grubby " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "grubby" با ترجمه به فارسی

  • شلختگی · چرکی · گرم گرفتگی
اضافه کردن

ترجمه های "grubby" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه