ترجمه "guardrail" به فارسی
نرده, حفاظ, تارم بهترین ترجمه های "guardrail" به فارسی هستند.
guardrail
noun
دستور زبان
A rail placed alongside a dangerous place in order to improve safety. [..]
-
نرده
nounFar above him, he saw Nadine looking over the guardrail.
در فاصله ای دور بالای سراو نادین رادید که روی نرده خم شده و به پائین نگاه میکند.
-
حفاظ
-
تارم
-
ترجمه های کمتر
- طارمی
- (راه آهن) ریل اضافی (که در پیچ و تقاطع ها برای نگه داشتن قطار روی خط تعبیه می شود)
- دیواره یا نرده ی پلکان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guardrail " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن