ترجمه "guarding" به فارسی

حفاظ, مراقبت بهترین ترجمه های "guarding" به فارسی هستند.

guarding verb

Present participle of guard . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حفاظ

    noun

    the cell proper a guard mustsit while a prisoner and his guest

    نیز در حضور نگهبانی که میان محکوم و حفاظ مشبک مینشست،

  • مراقبت

    noun

    Idget, lock these Trolls in your room and guard them with your life.

    ایجت! زندانی کن این ترول ها رو تو اتاقت و به قیمت زندگیت ازشون مراقبت کن!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guarding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "guarding" با ترجمه به فارسی

  • مامور راهنمایی دبستان (که کودکان را در عبور از خیابان کمک می کند)
  • سگهای نگهبان
  • (گیاه شناسی) یاخته ی نگهبان (یکی از دو یاخته ی ویژگی یافته ای که لوبیایی شکل بوده و به صورت جفت روزنه های گیاهی را احاطه وکنترل می کند)
  • (در برخی پستانداران) موی حفاظ (هر یک از موهای زبری که از پشم و خز حیوان بلندتر بوده و پوست را از گزند حفظ می کنند)
  • (پزشکی) جدی و غیر قابل پیش بینی · ایمنی یافته · بررسی و کنترل شده · سرپرستی شده · سنجیده · محتاط · محفوظ · ملاحظه کار · مواظب · پاسدارای شده · پدآفند شده
  • (ارتش) افسر دژبان · افسر نگهبان پادگان
  • باعث جا خوردن کسی شدن · غافلگیر کردن · ناگهان دست کسی را خالی گذاشتن، یکدفعه کسی را بی هیچی گذاشتن، کنایه از اینکه کسی را در شرایط غافلگیرانه گیر انداختن یا روبرو کردن
اضافه کردن

ترجمه های "guarding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه