ترجمه "guardian" به فارسی
سرپرست, نگهبان, قیم بهترین ترجمه های "guardian" به فارسی هستند.
Someone who guards, watches over, or protects. [..]
-
سرپرست
nounWhy, you are robbing your children of their last kopeck you, their guardian!
لابد پوست بچههایت را کندهای تو که سرپرست آنهائی!
-
نگهبان
nounNamed after the ancient guardians that stood at the gates of the citadel.
اسمشون از روی نگهبانانِ باستانی ای که جلوی دروازه ی دژ ایستادگی کردن ، گذاشته شده.
-
قیم
nounHe thinks that you are my guardian and a perfectly legitimate old family friend.
او فکر میکند شما قیم من و دوست قدیمی خانوادهام هستید.
-
ترجمه های کمتر
- ولی
- حافظ
- پاسبان
- حامی
- پشتیبان
- مدافع
- کفیل
- متولی
- مباشر
- نگهدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guardian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(newspapers) A British daily national newspaper. [..]
"Guardian" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Guardian در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "guardian" با ترجمه به فارسی
-
فرشته نگهبان
-
گاردین
-
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
-
ولی · ولی قهری · ینوناق هیاد
-
شورای نگهبان · شورای نگهبان قانون اساسی