ترجمه "gummy" به فارسی
چسبناک, سفت و چسبناک, صمغ آور بهترین ترجمه های "gummy" به فارسی هستند.
gummy
adjective
noun
دستور زبان
Showing the gums. [..]
-
چسبناک
adjective -
سفت و چسبناک
-
صمغ آور
-
ترجمه های کمتر
- صمغ دار
- صمغ مانند
- مولد صمغ
- پوشیده از صمغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gummy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gummy" با ترجمه به فارسی
-
خاصیت صمغی · چسبناکی · چسبندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن