ترجمه "gums" به فارسی
صمغها, لثه, نادند هثل بهترین ترجمه های "gums" به فارسی هستند.
gums
verb
noun
Plural form of gum. [..]
-
صمغها
as soon as he could find proper food for the flies, of certain gums, oils, and other glutinous matter
مشروط بر اینکه بزودی بتواند غذای مناسبی از بعضی صمغها و روغنها و سایر مواد چسبناک و لزج برای مگسها فراهم کند
-
لثه
He'd make an incision here, along their gums.
اونم يه شکاف تو لثه اشون ايجاد مي کرد
-
نادند هثل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gums " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gums"
عباراتی شبیه به "gums" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) شیرین ژد (Liquidambar styraciflua از خانواده ی witch hazel - درخت تنومند بومی آمریکا) · رجوع شود به storax · چوب این درخت
-
آمیزه ای از صمغ و رزین (که از برخی درختان ترشح می شود) · صمغ رزینی
-
اوكاليپتوس آبي تاسمانيايي · اوکالیپتوس گلوبولوس · گوم آبي ويكتوريايي (درخت)
-
پس · کندر
-
صمغ گوآر
-
صمغ خرنوب
-
انواع درختان اوکالیپتوس استرالیایی · رجوع شود به sweet gum · چوب این درختان
-
(گیاه شناسی) علف پنبه (Nyssa aquatica - نوعی tupelo با برگ های پنبه پوش - بومی مرداب های جنوب شرقی ایالات متحده)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن