ترجمه "gumption" به فارسی
ابتکار, زرنگی, سنگریزه بهترین ترجمه های "gumption" به فارسی هستند.
gumption
noun
دستور زبان
Energy of mind and body, enthusiasm. [..]
-
ابتکار
nounIf I'd had any gumption and modernised, as you did...
اگه مثل تو ابتکار و مدرنيزه کردن رو داشتم ، همون طور که تو داشتي...
-
زرنگی
-
سنگریزه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ریگ
- استحکام
- درایت
- فراست
- شن
- (در اصل) شعور
- ابتکار و دلیری
- جرات و استعداد
- حس عام
- عقل سلیم
- قضاوت صحیح
- ماسه سنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gumption " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن