ترجمه "gyratory" به فارسی
چرخی, گردنده, گردگرد بهترین ترجمه های "gyratory" به فارسی هستند.
gyratory
adjective
noun
دستور زبان
Moving in a circle, or spirally; revolving; whirling around. [..]
-
چرخی
-
گردنده
-
گردگرد
-
چرخ زن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gyratory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن