ترجمه "gyre" به فارسی
گردی, طومار, پیچک بهترین ترجمه های "gyre" به فارسی هستند.
gyre
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) to whirl [..]
-
گردی
-
طومار
noun -
پیچک
noun
-
ترجمه های کمتر
- گرداب
- دایره
- حلقه
- (شاعرانه - قدیمی) چرخش
- حرکت مار پیچ
- دور گردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gyre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gyre" با ترجمه به فارسی
-
گردابه اقیانوسی
-
گردابه اقیانوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن